فهرست اصلی

دیدنی ها

قصه‌هاي کهن ادبيات ايران
مجموعه روزي بود روزي نبود

روزي بود روزي نبود
 حکايت شهرک غزالي از قصه‌هاي کهن ادبيات ايران
سيدمحمد مختاري در تجربه جديد خود "روزي بود روزي نبود" براي شبکه يک روايتگر قصه‌هاي کهن ادبيات ايران در کوچه پسکوچه‌هاي شهرک سينمايي غزالي است.
به گزارش خبرنگار مهر، شهرک سينمايي غزالي جايي است که وقتي پا به درون آن مي‌گذاري با نگاه به هر بنا خاطره يکي از فيلم‌ها يا مجموعه‌ها و يک مقطع از تاريخ يا جلوه‌اي از فرهنگ و ادبيات هنر کشورمان در يادت زنده مي‌شود.
بايد 11 صبح در شهرک سينمايي غزالي حاضر مي‌شدم تا شاهد بخشي از مجموعه "روزي بود روزي نبود" باشم. با تصور اينکه باز هم مشکلاتي براي ورود به شهرک با نگهبانان خواهم داشت، وارد شهرک مي‌شوم، ولي گوش شيطان کر نگهبانان شهرک اجازه ورود مي‌دهند و من همراه عکاس راهي لوکيشن مجموعه تلويزيوني "روزي بود روزي نبود" مي‌شوم.
قدم زدي در شهرک غزالي آن هم روي سنگفرش لذتبخش است، زيرا به راه رفتن در دالان‌هاي تاريخ مي‌ماند. ابتدا به سال 1315 مي‌روم و از خيابان لاله‌زار و کنار سينما تئاتر تابان رد مي‌شوم. در ميانه راه نگاهم به ساختمان قديمي گراند هتل، نظميه تهران و ... مي‌افتد. طبق نشاني گروه بايد وارد کوچه‌اي شوم که سر آن حجره هزاردستان داست. سردر حجره عکس پيرمردي خودنمايي مي‌کند که در دستش چپقي بزرگ دارد.
کوچه تاريک و باريک است. تمام حجره‌ها بسته هستند و هيچ عابري از آن عبور نمي‌کند، حتي مطب دکتر موسي‌خان نيز بسته است. انگار که اهالي اين کوچه به خواب رفته‌اند. جوي کوچه بدون آب و چند درخت خشک‌شده خودنمايي مي‌کند. در انتهاي کوچه رو به روي مسجدي قديمي که سردر آن نام مسجد قندي حک شده، عوامل مجموعه "روزي بود روزي نبود" را مي‌بينم.
سيدمحمد مختاري آنها انتهاي کوچه را با بستن طناب سفيدرنگ و قرار دادن يک نيمکت چوبي از آن خود کرده‌اند. طناب را کنار مي‌زنم و وارد قلمرو "روزي بود روزي نبود" مي‌شوم. انتهاي کوچه به يک دوراهي با خانه‌هاي کاهگلي ختم مي‌شود. سمت چپ اين دوراهي بعد از چند حجره که حجره‌دارانش کوزه‌هاي سفالي مي‌فروشند به يک بازار سنتي ختم مي‌شود.
وارد بازار مي‌شوم. مردان، زنان و بچه‌هاي بسياري در حالي که لباس‌هاي سنتي پوشيده‌اند در بازار مشغول خريد و فروش اجناس هستند. هر کس چيزي مي‌فروشد. يکي سبدي پر از کدو در دست دارد و ديگري جاجيم‌هايش را روي دستش انداخته و مي‌فروشد. صداي ضربه‌هاي پتک آهنگر بيشتر به گوش مي‌رسد و بازار را در سيطره خود درآورده است.
در ميان مردم دو پسربچه‌ با سرعت مي‌دودند و ديالوگ‌هايي ميان آنها رد و بدل مي‌شود. طاق‌ سنتي بازار، حجره‌هاي قديمي و کنار هم ناخودآگاه بيننده را به سال‌ها قبل مي‌برد.
 
با شنيدن کلمه کات و اينکه اصلاً حرکت دوربين خوب نبوده از سوي سيدمحمد مختاري کارگردان، عوامل منتظر شنيدن نکاتي از زبان کارگردان مي‌شوند. مختاري در حالي که بلندگو کوچک سفيدرنگي در دست دارد نکات لازم را به دستيار تصويربردار مي‌گويد تا آرام دوربين را حرکت بدهد.
بعد از چند دقيقه کارگردان از دستيارانش مي‌خواهد دو کبوتر بياورند و روي چوب‌هايي که نگهدارنده سقف گنبدي شکل بازار است بگذارند. گذاشتن کبوترها روي چوب‌ها با زحمت زياد همراه است، حتي يکي از عوامل قبل از آوردن چهارپايه روي دوش يکي ديگر از عوامل مي‌رود تا کبوتران را در جاي مناسب قرار مي‌‌دهد.
يکي ديگر از افراد صحنه مرتب اسفند دود مي‌کند تا دود فضاي بازارچه را فرابگيرد. غلظت دود به حدي است که عوامل را به سرفه مي‌اندازد و کارگردان براي يکنواخت بودن فضاي دود در صحنه پارچه‌اي بلند در دست مي‌گيرد و آن را در هوا مي‌چرخاند. بعد از آماده شدن همه وسايل کارگردان همراه منشي صحنه کنار مانيتور که در يکي از حجره‌ها جا داده شد، قرار مي‌گيرد و ضبط را آغاز مي‌کند.
او با وسواس کارگرداني و به همه چيز دقت مي‌کند تا سر جاي خود قرار داشته باشد. من نيز داخل يکي از حجره‌ها در انتهاي بازار مي‌روم و با محمد اسدي، حسين پرستار و عليرضا درويش‌نژاد که در اين صحنه بازي ندارند، گفتگو مي‌کنم.
محمد اسدي، بازيگر نقش بنکدار در مجموعه "روزي بود روزي نبود" درباره پذيرش بازي در اين مجموعه به خبرنگار مهر مي‌گويد: يکي از دلايلي که من را براي بازي جذب کرد، ايراني و شيرين بودن قصه‌هاست. قصه‌هايي که نوجوانان و جوانان ما نياز دارند بشنوند. از سوي ديگر از بازي در کارهاي تاريخي لذت مي‌برم و از آن فرار نمي‌کنم.
وي ادامه مي‌دهد: در مجموعه "روزي بود روزي نبود" نقش يک بنکدار را بازي مي‌کنم که فردي ناسالم و خبيث است؛ اما در ميان مردم به عنوان يک فرد صالح جا افتاده است. او از اين موقعيت سوء استفاده و در امانت خيانت مي‌کند.
بازيگر نقش بنکدار درباره بازي در مجموعه‌هاي تاريخي مي‌افزايد: به نظرم افرادي که در مجموعه‌هاي تاريخي بازي مي‌کنند بايد اعتماد به نفس بالا داشته باشند، چرا که بازي در مجموعه‌هاي تاريخي ويژگي‌هاي خاص دارد. نوع ديالوگ‌ها و گويش تفاوت دارد. در اين کارها بايد به درستي تيپ‌سازي کرد.
اسدي درباره اينکه سابقه تئاتري‌اش تا چه حد به بازي در مجموعه "روزي بود روزي نبود" کمک کرده، مي‌گويد: خيلي موثر بوده، حتي نکات ريزي را از بازي‌هاي تئاتري‌ام قرض گرفته و براي بازي در اين مجموعه پياده کرده‌ام. کارگردان هم دست بازيگران را باز مي‌گذارد تا بتوانند نقش را به خوبي ايفا کنند.
بازيگر نقش بنکدار خاطرنشان مي‌سازد: مجموعه "روزي بود روزي نبود" قصه‌هاي کهن ادبيات ايران را به تصوير مي‌کشد. پرداختن به چنين موضوع‌هايي در رسانه ملي نياز است، ولي متاسفانه کمتر اتفاق مي‌افتد تا مجموعه‌هايي با اين محوريت تهيه شوند و بيشتر شاهد کارهاي ديگر هستيم تا کارهاي تاريخي و ملي.
حسين پرستار، بازيگر نقش طبيب در مجموعه "روزي بود روزي نبود" درباره نقش خود و ترکيب بازيگران اين مجموعه که تئاتري هستند، مي‌گويد: اين نقش گرته‌برداري از ابوعلي سيناست. در اين مجموعه بازيگران تئاتر نقش‌آفريني مي‌کنند. به نظرم بچه‌هاي تئاتر درام و پيچيدگي‌هاي آن را به خوبي مي‌شناسند و اهل خرد هستند.
وي در ادامه مي‌افزايد: اين مجموعه روايتگر متون کهن است. ايران ادبيات غني دارد که بايد از آن بهره برد و اين ادبيات را در ميان مخاطبان بايد پرورش داد و اين مسئله در اين مجموعه برجسته است. به تصوير کشيدن اين نوع قصه‌ها بايد به دقت صورت بگيرد تا مخاطبان با آن همذات‌پنداري کنند.
بازيگر نقش طبيب با اشاره به کارگرداني "روزي بود روزي نبود" مي‌افزايد: مختاري با مديريت درست بازيگران را هدايت مي‌کند تا به خوبي نقش‌ها را ايفا کنند. پرداختن به ادبيات کهن بايد جزو اولويت‌هاي کارهاي فرهنگي قرار بگيرد. مخاطبان بايد بدانند حافظ و مولانا چه کساني هستند و آثارشان تا چه حد ارزشمند و مفيد است. هم اکنون شاهديم تمام دنيا دنبال مفاخر ما همچون نظامي، سعدي، مولانا و ... هستند و با ساخت آثاري آنها را از آن خود مي‌دانند.
عليرضا درويش‌نژاد، بازيگر نقش عطار با اشاره به نقشي که ايفا مي‌کند، مي‌گويد: وقتي فيلمنامه را مطالعه کردم خيلي خوشحال شدم که در آن به ادبيات کلاسيک ايران پرداخته شده است. پرداختن به ادبيات کهن مي‌تواند جامعه را به مسيري سوق دهد که مردم دنبال پيدا کردن هويت فرهنگي خود باشند. در اين مجموعه نقش عطاري را بازي مي‌کنم که مردم را آزار مي‌دهد.
اين بازيگر با اشاره به حسن مجموعه "روزي بود روزي نبود" مي‌افزايد: آشنا شدن با تاريخ گذشتگان هميشه براي مخاطبان جذاب بوده و اين مجموعه نيز ادبيات کلاسيک ايران را به تصوير مي‌کشد. مختاري کارگردان اين اثر به بازيگران اجازه مي‌دهد تا خودشان نقش را پيدا کنند. من کمتر کارگرداني همچون او ديده‌ام که بازيگران را در بازي راحت مي‌گذارد.
وي يادي از سابقه تئاتري‌اش کرده و اشاره مي‌کند: چنين نقش‌هايي را بارها در نمايشنامه‌هاي مختلف بازي کرده‌ام. بنابراين سابقه تئاتري‌ام در اين مجموعه به من کمک کرد تا نقش را تجزيه و تحليل کنم.
بعد از گفتگو با درويش‌نژاد وارد بازار مي‌شوم. محمد ميرکياني مدير گروه کودک و نوجوان شبکه اول سيما براي بازديد از روند توليد آمده است. بعد از بازديد همراه او مي‌شوم تا در اتاق گريم گفتگويي با او داشته باشم.
ميرکياني درباره ساخت پروژه‌هايي با محوريت قصه‌هاي کهن همچون "حکايت ني"، "قصه ما مثل شد" و حالا "روزي بود روزي نبود" مي‌گويد: يکي از منابع پايان‌ناپذير فرهنگ ما ادبيات بي‌نظير کهن ايران است. با توجه به اينکه ايران محل تلاقي تمدن‌هاي بزرگ و در مرکز اصلي جاده ابرايشم بوده، اين منجر به تبادل فرهنگ‌ها و ارتباط عميق مردم ايران با فرهنگ‌هاي مختلف شده است.
وي ادامه مي‌دهد: يکي از راههاي تثبيت هويت ملي ما در مقابل فرهنگ‌هاي ديگر استفاده از اين منابع پايان‌ناپذير است. شخضاً بيش از 30 کتاب براي نوجوانان درباره ادبيات کهن در قالب‌هاي مختلف نوشته و از زماني که به گروه کودک و نوجوان شبکه اول آمده‌ام، سعي کردم از ظرفيت‌ها بهره ببرم. به همين دليل مجموعه‌هايي با محوريت ادبيات کهن در گروه کودک و نوجوان شبکه اول تهيه کرده‌ام.
ميرکياني نياز مخاطب به ديدن و آشنا شدن با متون کهن را يکي ديگر از دلايلي نام مي‌برد که گروه کودک روي اين موضوع‌ها کار مي‌کند و مي‌گويد: ذخاير فرهنگي ادبيات بايد مورد توجه قرار بگيرد. در مجموعه "حکايت ني" سعي کرديم تصويرگر آثار مولانا باشيم يا در برنامه آقاجون سليمان از عناصر نمايشي سنتي روحوضي بهره برديم. "روزي بود روزي نبود" هم شامل قصه‌هاي اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي و مخاطبان آن نوجوانان هستند.
وي در ادامه مي‌افزايد: با توليد اين نوع کارها اميدواريم مديران تشويق شوند تا ساخت اين نوع آثار در تلويزيون بيشتر صورت بگيرد. البته اين مسئله بستگي به هنر ما دارد تا فضا را ايجاد کنيم.
بعد از گفتگو با ميرکياني از اتاق گريم که فاصله‌ کوتاهي هم تا بازار دارد بيرون مي‌آيم و به سمت بازار مي‌روم. کارگردان 10 دقيقه استراحت به بازيگران داده و من فرصت را غنيمت مي‌دانم و باب گفتگو با او را باز مي‌کنم.
گفتگو با کارگردان مجموعه "روزي بود روزي نبود"
سيدمحمد مختاري، کارگردان درباره پرداختن به قصه‌هاي کهن در مجموعه "روزي بود روزي نبود" به مهر مي‌گويد: متون کهن سرمايه ملي فرهنگي ماست. بنابراين پرداختن به اين موضوع اولويت دارد. آنچه فرهنگ را تهديد مي‌کند از بين رفتن فرهنگ عامه ما و واقعيت تلخ جايگزيني زبان بيگانه و نامانوس است. مسلماً ساخته شدن آثاري با محوريت ادبيات کهن در بلندمدت روي نسل آتي تاثيرگذار است.
وي در ادامه مي‌افزايد: البته قصه‌ها بايد به گونه‌اي روايت شود تا در ناخودآگاه مخاطبان تاثيرگذار باشد. ادبيات مولانا، سعدي، جامي و ديگر مفاخر ايران غني است و هر چند سال يکبار بايد مجموعه‌هايي با محوريت ادبيات کهن ساخته شود تا نسل جديد را با اين نوع ادبيات آشنا کنيم. مخاطبان "روزي بود روزي نبود" فقط نوجوانان نيستند و بزرگسالان هم مي‌تواند از ديدن قصه‌ها لذت ببرند.
اين کارگردان خاطرنشان مي‌سازد: در مجموعه "روزي بود روزي نبود" هم سعي کرده‌ايم فضاي ساده و رئالي را در کنار روابط سالم آدم‌ها به تصوير بکشيم. علاوه بر آن از ادبيات ثقيل هم استفاده نکرده‌ايم تا مخاطب با آن ارتباط برقرار نکند، بلکه روايتي انتخاب کرده‌ايم تا روح زندگي در آن جاري باشد و با توجه به اينکه مجموعه اپيزوديک است، اما يک پل ارتباطي ميان قصه‌ها گذاشته‌ايم.
مختاري درباره استفاده از بازيگران تئاتر در اين مجموعه و استفاده نکردن از چهره‌هاي شناخته شده تلويزيون اشاره مي‌کند: اين مسئله چند دليل دارد. اول به سابقه تئاتري‌ خود برمي‌گردد. همچنين بچه‌هاي تئاتر فرهيخته هستند. البته منظورم اين نيست که بچه‌هاي سينما و تلويزيون اينطور نيستند، اما فن بيان بچه‌هاي تئاتر مناسب‌تر است. مجموعه "روزي بود روزي نبود" براي ايام ماه رمضان آماده مي‌شود.
وي در پايان از زحمات مديران براي ساخته شدن اين پروژه قدرداني مي‌کند. بعد از گفتگو با مختاري در حالي که لباس‌هاي من و عکاس کاملاً بوي دود گرفته و گروه مشغول ضبط صحنه‌‌اي ديگر هستند، لوکيشن مجموعه "روزي بود روزي نبود" را ترک مي‌کنيم.
عوامل اين پروژه عبارتند از سيدحسن سيدي پريشان مدير تصويربرداري، محمد مختاري صدابردار، ماريا حاجيها طراح گريم، مهدي ديلمي طراح صحنه و لباس و ابوالفضل کوه‌ميشي مدير توليد.
منبع : مهر


قصه‌های کهن ادبیات ایران




برچسب ها :قصه‌  کهن  ادبیات  ایران 

مطالب مرتبط